جمال الدين محمد الخوانساري
73
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )
در نگذشته از گناه كسى كه سرزنش كند بآن ، مراد اينست كه كسى كه سرزنش كند كسى را كه گناهى نسبت باو كرده باشد وعفو كند أو در حقيقت عفو نكرده ودر نگذشته از گناه أو همان سرزنش ايذاء وآزار كمي نيست ، كسى كه خواهد كه عفو كند بايد كه آن گناه را أصلا بروى أو نياورد ودر گذرد از آن . 9568 ما أكمل المعروف من منّ به . كامل نكرده احسان را كسى كه منّت گذارد بآن . 9569 ما زكا العلم بمثل العمل به . فزايش نمىكند علم يا پاكيزه نمىگردد بچيزى مثل عمل بآن يعنى عمل بآن قويترين أسباب فزايش آن يا پاكيزگى آنست . 9570 ما عقد ايمانه من بخل باحسانه . نبسته ايمان خود را كسى كه بخيلى كرده باحسان خود ، مراد به « نبستن ايمان خود » محكم نكردن آنست يا اين كه تشبيه شده بشترى يا نحو آن كه آنرا نبسته باشند ومراد اين باشد كه ايمان أو را ثباتى نباشد ودر معرض زوال باشد مانند آن شتر . 9571 ما هنأ بمعروفه من كثر امتنانه . گوارا نكرده احسان خود را كسى كه بسيار باشد منّت گذاشتن أو وتقييد ببسيارى با وجود زشتى مطلق منّت گذاشتن وناگوارى احسان با آن ممكن است كه باعتبار اين باشد كه أصل احسان منّتى را لازم دارد كه آن را علاج نتوان كرد مراد بمنّت زياد منّت است كه زيادة بر آن باشد ويا باعتبار زيادتى ناگوارى آن باشد با منّت زياد پس بآن اعتبار تخصيص يافته باشد بذكر در معرض ذمّ . 9572 ما أمر اللَّه سبحانه بشئ الّا وأعان عليه .